همه چیز را فروختم جز آن صندلی که جای تو بود !

شاید آن روز که برگشتی خسته باشی ...

 

نگاه کن که غم درون دیده ام ،چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه سیاه سر کشم،اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن تمام هستیم خراب می شود ...