بوف کور

 

نویسنده صادق هدایت

تاریخ نشر ۱۳۱۶

کتابشناسی صادق هدایت

بوف کور شناخته شده ترین اثر صادق هدایت نویسنده معاصر ایرانی، رمانی کوتاه و از شاهکارهای ادبیات سده ۲۰ میلادی است.

این رمان به سبک فراواقع نوشته شده و تکگویی یک راوی است که دچار توهم و پندارهای روانی است. این کتاب تاکنون از فارسی به چندین زبان از جمله

انگلیسی و فرانسه ترجمه شدهاست.

خلاصهٔ داستان

تمامی رمان از زاویه دید اول شخص روایت میشود و از دو بخش نسبتاً جدا از هم ساخته شدهاست. این دو بخش گاه با استفاده از شباهت توصیفها و

اشارهها به هم مربوط میشوند.

خلاصهٔ بخش نخست

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به » کتاب با این جملات مشهور آغاز میشود

کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم

بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها

داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بهوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تأثیر این گونه داروها موقت است و بجا ی تسکین

در این بخش (که ساکن خانهای در بیرون خندق شهر ری است) به شرح یکی از این دردهای خورهوار میپردازد که .« پس از مدتی بر شدت درد میافزاید

برای خودش اتفاق افتاده. وی که حرفه نقاشی روی قلمدان را اختیار کردهاست به طرز مرموزی همیشه نقشی یکسان بر روی قلمدان میکشد که عبارتست

از دختری در لباس سیاه که شاخهای گل نیلوفر آبی به پیرمردی که به حالت جوکیان هند چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشستهاست هدیه میدهد. میان

دختر و پیرمرد جوی آبی وجود دارد.

ماجرا از اینجا آغاز میشود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانهاش (که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشتهاست) منظرهای را که همواره نقاشی

میکردهاست میبیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) میشود و زندگیاش به طرز وحشتناکی دگرگون میگردد تا اینکه مغربهنگامی دختر را نشسته در کنار در

خانهاش مییابد. دختر چندهنگامی بعد در رختخواب راوی به طرز اسرارآمیزی جان میدهد. راوی طی قضیهای موفق میشود که چشمهای دختر را نقاشی

و آن را لااقل برای خودش جاودانه کند. سپس دختر اثیری را قطعه قطعه کرده داخل چمدانی گذاشته و به گورستان میبرد. گورکنی که مغاک دختر را حفر

میکند طی حفاری، گلدانی مییابد که بعدا به راوی به رسم یادگاری داده میشود. راوی پس از بازگشت به خانه در کمال ناباوری درمییابد که برروی گلدان

(=گلدان راغه) یک جفت چشم درست مثل آن جفت چشمی که همان شب کشیدهبود، کشیده شدهاست.

پس راوی تصمیم میگیرد برای مرتب کردن افکارش نقاشی خود و نقاشی گلدان را جلوی منقل تریاک روبروی خود گذاشته و تریاک بکشد. راوی بر اثر

استعمال تریاک، به حالت خلسه میرود و در عالم رویا به سدههای قبل باز میگردد و خود را در محیطی جدید مییابد که علیرغم جدید بودن برایش کاملاً

آشنا است.

بوف کور 2

خلاصهٔ بخش دوم

بخش دوم، ماجرای راوی در این دنیای تازه (در چندین سده قبل) است. از اینجا به بعد راوی مشغول نوشتن و شرح ماجرا برای سایهاش میشود که شکل

جغد است و با ولع هرچه تمامتر هرآنچه را که راوی مینویسد میبلعد. راوی در اینجا شخص جوان ولی بیمار و رنجوریست که زنش (که راوی او را به نام

اصلی نمیخواند بلکه از وی تحت عنوان لکاته یاد میکند) از وی تمکین نمیکند و حاضر به همبستری با شوهرش نیست ولی دهها فاسق دارد. ویژگیهای

در بخش نخست رمان است. راوی همچنین به ماجرای آشنایی پدر و مادرش (که یک « دختر اثیری » درست همانند ویژگیهای ظاهری « لکاته » ظاهری

بزرگ شدهاست. (« لکاته » رقاصه هندی بودهاست) اشاره میکند و اینکه از کودکی نزد عمهاش (مادر

او در تمام طول بخش دوم رمان به تقابل خود و رجّالهها اشاره میکند و از ایشان ابراز تنفر میکند. وی معتقد است که دنیای بیرونی دنیای رجالههاست.

.« هر یک دهانی هستند با مشتی روده که از آن آویزان شدهاست و به آلت تناسلیشان ختم میشود و دائم دنبال پول و شهوت میدوند » رجّالهها از نظر او

هم بودهاست و به طرز احمقانه خویش (از دید راوی) به تسکین آلام راوی میپردازد و برایش حکیم میآورد و « لکاته » پرستار راوی دایه پیر اوست که دایه

فالگوش میایستد و معجونهای گونهگون به وی میخوراند.

در مقابل خانه راوی پیرمرد مرموزی(= پیرمرد خنزرپنزری) همواره بساط خود را پهن کردهاست. این پیرمرد از نظر راوی یکی از فاسقهای لکاتهاست و خود

راوی اعتراف میکند که جای دندانهای پیرمرد را بر گونه لکاته دیدهاست. به علاوه راوی معتقد است که پیرمرد با دیگران فرق دارد و میتوان گفت که یک

نیمچه خدا محسوب میشود و بساطی که جلوی او پهن است چون بساط آفرینش است.

میگیرد. در هیاتی شبیه پیرمرد خنزرپنزری وارد اتاق لکاته میگردد و گزلیک استخوانیی را که از پیرمرد خریداری « لکاته » سرانجام راوی تصمیم به قتل

کردهاست در چشم لکاته فرو کرده و او را میکشد. چون از اتاق بیرون میآید و به تصویر خود در آیینه مینگرد میبیند که موهایش سفید گشته و قیافهاش

درست مانند پیرمرد خنزرپنزری شدهاست.

نظر دیگران دربارهٔ بوف کور

• آندره برتون که بنیان گذار حرکت سوررئالیستِی در فرانسه بود، وقتی ترجمه فرانسه بوف کور را خواند، گفت که کتاب هدایت جزو بیست کتاب شاهکار

[ قرن بیستم است.[ 1

بوف کور هدایت، کتابی است که من آرزو دارم روزی نظیر آن را بنویسم. مانند این داستان » : • هنری میلر، نویسنده معاصر آمریکایی، درباره آن گفتهاست

[2]«. در هیچ زبانی ندیدهام. آن را واقعاً دوست میدارم

.« در این کتاب اهمیت هنر به معنی بسیار آبرومند کلمه، در نظر من بسیار صریح جلوه میکند » : • رنه لالو نیز گفتهاست

• البته دریابندری در ادامه این بحث واژه منحط را

[3]«. این رمان را دوست ندارم چون زیادی منحط است »: نجف دریابندری درمورد بوف کور میگوید

تعریف میکند و به عنوان سبکی ادبی مطرح میکند نه بار منفی این واژه.

به واقع اولین اثر ادبیات مدرن است که در ایران خلق میشود. ادامه جریانی که یک قرن و نیم پیش در اروپا « بوف کور »»: • داریوش مهرجویی میگوید

[4]« سرنوشت بشری » شروع شده بود. یعنی ظهور انسان خودآگاه و طرح مسئله

• جلال آل احمد نیز در خصوص بوف کور هدایت گفتهاست:

سکوتی که در آن دوران حکومت میکند، در خودفرورفتگی و انزوایی که ناشی از حکومت سانسور است، نهنتها در اوراق انگشتشمار مطبوعات رسمی

و در سکوت نویسندگان نمودار است، بیش از همه در بوف کور خوانده میشود، ترس از گزمه، انزوا، گوشهنشینی، عدم اعتقاد به واقعیتهای فریبنده،

به ظاهرسازیهایی که به جای واقعیت جا زده میشوند، غم غربت (نوستالژی)، انکار حقایق موجود، قناعت به رؤیاها و کابوسها، همه از مشخصات

زندگی میکنند. وقتی آدم میترسد با دوستش، با زنش، با همکارش و « گپئو » طرز فکر مردمی است که زیر سلطه جاسوس و مفتش (انکیزیتور) و

با هر کس دیگر درددل کند و حرف بزند ناچار فقط با سایه خودش میتواند حرف بزند. بوف کور گذشته از ارزش هنری آن یک سند اجتماعی است.

[5]سند محکومیت حکومت زور.

تأثیر بوف کور در سینما و نویسندگی

[6]را دستمایه آثار سینمایی خود قرار دادهاند: « بوفکور » چند سینماگر

• رائول روییز در سال ۱۹۸۷ فیلمی بر اساس رمان بوف کور ساخت.

• بزرگمهر رفیعا در سال ۱۹۷۳ در آمریکا فیلمی ۹۵ دقیقهای بر پایه رمان بوف کور ساخت و به عنوان پایاننامه خود ارایه کرد.

• در سال ۱۳۵۳ ، کیومرث درمبخش فیلمی ۵۵ دقیقهای بر پایه این رمان ساخت.

نبود « بوفکور » ساخت که کم تاثر از « گفتوگو با سایه » فیلمی با نام « صادق هدایت » • خسرو سینایی در سال ۱۳۸۵ درباره زندگی

« هدایت » عنوان فیلم مستندی است ساخته مشترک سام کلانتری و محسن شهرنازدار که از دیگر آثار سینمایی ساخته شده درباره « از خانه شماره ۳۷ » •

و آثار او است.

• داریوش مهرجویی الگوی خود را برای ساخت فیلم هامون، بوفکور میداند.

• به گفته فرهاد غبرائی مضمون رمان خانواه پاسکوآل دوآرته (کامیلو خوزه سلا) صرف نظر از سبک و سیاق و ساختار، شباهتهایی با بوف کور دارد.

بوف کور 3

دربارهٔ بوف کور

نقدی بر بوف کور از م. ف فرزانه

• داستان یک روح (شرح و متن کامل بوف کور صادق هدایت) سیروس شمیسا، چاپ اول تهران ۱۳۷۹

• صادق هدایت و هراس از مرگ، ساختشکنی روانتحلیلگرانه بوف کور، محمد صنعتی، چاپ اول

تهران ۱۳۸۰ نشر مرکز.

• درباره بوف کور هدایت، محمدعلی همایون کاتوزیان، نشر مرکز.

( • این است بوف کور، تفسیری بر بوفکور نوشته م. ی. قطبی ( ۱۳۵۶

( • بازتاب اسطوره در بوف کور (ادیپ یا مادینه جان؟) نوشته جلال ستاری( ۱۳۷۷

( • تاویل بوف کور (قصه زندگی) نوشته محمد تقی غیاثی( ۱۳۸۱

[7]

هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم نوشته آجودانی

[8]

بوف کور نوشته داریوش اشوری در رادیو زمانه

شاپور جورکش، نشر آگه، ۱۳۷۴ ،« زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت » •

• نوشته نوشین شاهرخی

[9]

لکاته یا اثیری!

• نوشته بهمن سقائی

[10]

نقدی بر بوف کور صادق هدایت

پانویس

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2004/05/040512_pm-hedayat13.shtml [1]

2] نیازمند ذکر منبع ]

3] دریابندری، صفحه ۱۵۴ ]

[4] 4م]هرجویی ۱۲۵ ]

. 5] شریفیصادق هدایت، زنده بگور و سه قطه خون ۸ ]

(http://sharghnewspaper.ir/News/90/05/30/9012.html) 6] روایتهای ناتمام سینمایی از روان ]

[7] http://mahmood-falaki.com/Farsi/naqd-ajudani.htm[7]

[8] http://radiozamaneh.biz/idea/2007/05/post_94.htm[l8]

[9] http://nasour.net/1387.09.24/370.htm[l9]

[10] http://nasour.net/1386.12.12/105.htm[1l0]

منابع

.۲۱۹ . یک گفتوگو ناصر حریری با نجف دریابندری. به کوشش ناصر حریری. تهران: نشر کارنامه ۱۳۷۶ .« بوف کور » . • دریابندری، نجف

.۶۰۱۳۴۳۱۹۶۴ ISBN

. هامون. چاپ دوم. تهران: انتشارات زمانه ۱۳۷۳ .« مصاحبه با درایوش مهرجویی توسط رامین جهانبیگلو » . • مهرجویی، داریوش

(http://www.mediya.net/perlan/farsi/s-hedayat/boofe-koor-270305.htm) . • هدایت، صادق. بوف کور

. • شریفی محمد. صادق هدایت، زنده بگور و سه قطره خون. ۱۳۷۲

پیوند به بیرون

دانلود رایگان از کتابخانه تاریخبوک) ) (±http://tarikhbook.ir/tag/بوف-كوØ) PDF • متن کامل بوف کور؛ با فرمت

(http://www.mediya.net/perlan/farsi/s-hedayat/boofe-koor-270305.htm) • متن ناقص بوف کور

توسط ایرج بشیری. (http://www.angelfire.com/rnb/bashiri/BlindOwl/blindowl.html) • ترجمه انگلیسی

منابع مقالهها و مشارکتها 4

منابع مقالهها و مشارکتها

Adler.fa, Ageri, Ali wikia, Amouzandeh, Aparhizi, Ariobarzan, B.sooshiant, Behaafarid, Behzaad, Ejoosta, Elessar, Great : همکاران http://fa.wikipedia.org/w/index.php?oldid= بوف کور منبع: 9113907

,Mohammad, H.b.sh, Hasanifard, Irnavash, Lapsking, MLoghman, MahdiEynian, Mahnaz1100, Mamouri, Masoud, Meisam, Mhassanm, Mhwiki, Mohhamad hadi hashemi, Mosaffa, Mostafazizi

اميد, امیر اعوانی, بهآفرید, حامد صوفی, حسام, دانیل, ,Motabassem, Naghdali, Nana asheghoone, Nasour, P91227, PHoBiA, Pedraam, Pouyana, Robosam, Sajad, Shervinafshar, Soroush, Zeerak, ZxxZxxZ

ربوسام, سید رضا فاطمی نسب, ظهیری, علی پیرحیاتی, لئونیداس, ماني, مرتضا, همان, 48 ویرایشهای ناشناس

منابع تصویر، مجوزها و مشارکتها

مجوز: ناشناخته همکاران: لئونیداس jpg. پرونده: 4824599 =http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title : منبع jpg. پرونده: 4824599

ماني ,Behaafarid, Senemmar : مجوز: ناشناخته همکاران jpg. پرونده:بوف_کور =http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title : منبع jpg. پرونده:بوف کور

اجازهنامه

Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 Unported

/creativecommons.org/l

icenses/by-sa/3.0//